close
تبلیغات در اینترنت
پرتال تفریحی اجتماعی پاتوق ایرانیان

روشهای موفقیت

روشهای موفقیت
ads
یک انسان عقلانی باید...

یک انسان عقلانی باید...

  •  در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌».

 

  •  کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.

 

  • در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند.
نکاتی قابل توجه  از دکتر وین دایر برای اول صبح شما

نکاتی قابل توجه از دکتر وین دایر برای اول صبح شما

وین والتر دایر (Wayne Walter Dyer) در ۱۰ مه، ۱۹۴۰ در شهر دترویت از توابع ایالت میشیگان، ایالات متحده به دنیا آمد. او یک عارف، روانکاو، نویسنده و سخنران است. کتاب قلمرو اشتباهات شما (با عنوان "چگونه شخصیت سالم‌تر بیابیم؟" در ترجمه فارسی) در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزو یکی از بالاترین فروش کتاب‌ها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد.

این شما و این جملات پر انرژی او برای آغاز یک روز تازه:

١٠ حرکت متفاوت برای تقویت حافظه

١٠ حرکت متفاوت برای تقویت حافظه

بسیاری از افراد به محض آن که نمی‌توانند مطلبی را که مطالعه می‌کنند به ذهن بسپارند به خود انگ می‌زنند و خود را کودن و کم‌هوش می‌دانند، اما به یاد‌نیاوردن مطالبی که یک دانشجو یا دانش‌آموز به خاطر سپرده است، می‌تواند دلایل متـــعددی داشته باشد. یکی از مهم‌ترین این دلایل رعایت نکردن مواردی است که می‌تواند حافظه و یادسپاری مطالب را بهبود بخشد.

دلیل های عدم استقبال مردم از محصولات تجاری شما

دلیل های عدم استقبال مردم از محصولات تجاری شما

شاید برای شما هم پیش آمده باشد: پایتان را در مغازه‌ای می‌گذارید، جنسی را می‌بینید که دقیقاً همه ویژگی‌هایی که می‌خواستید را دارد اما در آخر با یک محصول دیگر فروشگاه را ترک می‌کنید. این پدیده در فروشگاه‌هایی که دارای چندین برند می باشند مسئله‌ای طبیعی است اما جدا از مسئله رقابت، دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود بااینکه مشتریان محصولتان را دوست دارند، اما آن را خریداری نکنند. اکثر اوقات الگوی خرید مشتریان وابسته به عوامل آماری است که گاهی حتی اولویت‌های اولیه مشتری را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما این تنها دلیل نیست.

شما بعنوان موسس یک شرکت یا کمپانی باید بدانید که مشتریان تحت حکمفرمایی نیازهای اجتماعی و روان‌شناختی هستند. به بعضی دلایل، محصول شما ممکن است نیازهای مشتری را برآورده نکند و به همین دلیل بااینکه ممکن است در ابتدا شیفته محصولتان شده باشد، اما آن را نمی‌خرد. یک نمونه عالی از این نوع رفتار مشتری را می‌توان در جامعه طبقه متوسط مشاهده کرد که به دنبال محصولات گران و لوکس هستند. تصمیمات خرید آنها از طریق گروه‌های مختلف هدایت می‌شود: دوستان، خانواده، همکاران و افراد دیگری که نظرشان برای مشتری اهمیت دارد. درنتیجه، کارفرمایان می‌بایست بفهمند که چطور می‌توانند از این موقعیت به نفع خود استفاده کنند.

خوشبختی از آن شماست به آن عادت کنید

خوشبختی از آن شماست به آن عادت کنید

خوشبخت ترین زوج ها ویژگی ها و عادات خاصی دارند. به همین علت تصمیم گرفتیم عادات  مشترک بین زوج های خوشبخت را برایتان معرفی کنیم. شاید دوست داشته باشید شما هم یکی از آنها باشید.

_سازگاری:  همیشه می گویند، باید با آنچه که دارید شاد و خوشبخت باشید نه با چیزهایی که ندارید.زندگی شرایط سخت و آسان دارد و آنهایی موفق اند که می توانند خود را با موقعیت های مختلف وفق دهند.

_ احوال پرسی: با یکدیگر در تماس باشید و احوال هم را جویا شوید. برای یکدیگر یادداشت بگذارید و حتماً در آن قید کنید که چقدر از وجود همدیگر متشکرید .حتی مکالماتی با عبارت های دوستانه و قدیمی مانند" سلام، چگونه روز خود را می گذرانی؟" نیز به طور حتم شریک شما را خوشحال می کند.

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و هشت)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و هشت)

کسب و کار شخصی و درآمد مستقل داشتن آرزوی خیلی هاست. بسیاری از مردم در سراسر جهان رویای داشتن شرکتی بزرگ با کارمندان بسیار و ریاست بر آن را در سر می پرورانند اما خبر ندارند که با یک شرکت کوچک و تعداد محدودی کارمند هم می توان موفق شد.
آنچه در سلسله گزارش های پیش رو می خوانید با آنچه تاکنون درباره راه اندازی و اداره یک کسب و کار شنیده یا خوانده اید تفاوت دارد..

داستان این مجموعه گزارش درباره شرکتی نه چندان بزرگ اما بسیار موفق است که با تکیه بر اصولی که از نظر منطقی چندان درست به نظر نمی رسند به درآمدهای میلیونی رسیده است.

پیشنهاد ما برای شما این است که با ما در پاتوق ایرانیان همراه شوید

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و هفت)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و هفت)

کسب و کار شخصی و درآمد مستقل داشتن آرزوی خیلی هاست. بسیاری از مردم در سراسر جهان رویای داشتن شرکتی بزرگ با کارمندان بسیار و ریاست بر آن را در سر می پرورانند اما خبر ندارند که با یک شرکت کوچک و تعداد محدودی کارمند هم می توان موفق شد.
داستان این مجموعه گزارش درباره شرکتی نه چندان بزرگ اما بسیار موفق است که با تکیه بر اصولی که از نظر منطقی چندان درست به نظر نمی رسند به درآمدهای میلیونی رسیده است.

پیشنهاد ما به شما این است که خواندن این رشته گزارش ها را از دست ندهید.

اولویت بندی رمز موفقیت در اقتصاد خانواده

اولویت بندی رمز موفقیت در اقتصاد خانواده

خانواده کوچکترین جزء از جامعه است که همه ما عضو آن هستیم و در موفقیت آن نقش داریم. مدیریت موفق خانواده تا حد بسیار زیادی به مدیریت صحیح منابع و مصارف بستگی دارد. درکنار مسائل مختلف عاطفی، تربیتی، فرهنگی و اجتماعی ،اقتصاد به عنوان یک عنصر اصلی و تاثیر گذار بسیار مهم است.

به گزارش پاتوق ایرانیان ، برخی از کارشناسان عدم رقابت در مسیر چشم و همچشمی ها، اعتدال در هزینه کردها و تشریک مساعی والدین، چگونگی هزینه ها را مهمترین راهکارهای دست یابی به مدیریت اصولی هزینه ها در خانواده عنوان می کنند.

هر خانواده باید برای خود هدف یا اهداف واحدی داشته باشد و تمام توان و تلاشش بر این باشد که اهداف اعضای خانواده را همسو وهم جهت نماید. داشتن اهداف متضاد و متفاوت می تواند مشکلات خانمان براندازی را در فرآیند سازگاری خانواده ایجاد و خانواده را دچار دوگانگی یا چندگانگی نماید.

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و شش)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و شش)

کسب و کار شخصی و درآمد مستقل داشتن آرزوی خیلی هاست. بسیاری از مردم در سراسر جهان رویای داشتن شرکتی بزرگ با کارمندان بسیار و ریاست بر آن را در سر می پرورانند اما خبر ندارند که با یک شرکت کوچک و تعداد محدودی کارمند هم می توان موفق شد.
 

10 روش برخورد با استرس مالی

10 روش برخورد با استرس مالی

آیا تابحال دچار استرس مالی شده‌اید؟ آماری درمورد تعداد افرادیکه دچار استرس مالی هستند وجود ندارد اما اگر شما هم یکی از آنها هستید، بدانید که تنها نیستید. در این مقاله به چهار علت پایه استرس مالی اشاره می‌کنیم و ۱۰ نکته برای برخورد موثر با آنها عنوان می‌کنیم تا بتوانید زندگی آرام‌تری داشته باشید.

8 قانون مد آقایان برای محیط کار

8 قانون مد آقایان برای محیط کار

این مقاله شما را با قوانین مد در محیط کار و صعود از نردبان موفقیت آشنا می کند تا با ظاهری مورد اطمینان و کارآمد در محیط کارتان ظاهر شوید.

قانون اول : ورود به یک بخش تازه نیاز به پوشش متفاوت دارد

اگر شما مشتاق هستید مدیر اجرایی یک کمپانی شوید در حالی که هرروز با صندل های جلو باز سر کار می روید، بهتر است این پوشش را فراموش کنید.باید در سبک لباس پوشیدنتان تغییراتی اساسی ایجاد کنید . باید خودتان را آماده کنید تا اگر اتفاق افتاد که با یک مشتری مهم به همراه رئیستان در بیرون از شرکت قرار ملاقات دارید، حتی اگر لازم است از یک دوست صمیمی یک ساعت مارکدار ، کراوات گران قیمت و یا یک گوشی لمسی پیشرفته قرض کنید.

چگونه یک رزومه خوب بنویسیم ؟

چگونه یک رزومه خوب بنویسیم ؟

تهیه یک رزومه کاری خوب که باعث شود یک کارفرما شما را برای مصاحبه کاری دعوت کند، کار خیلی سختی است. اما چه نکاتی وجود دارد که رعایت آنها می تواند به بهتر شدن رزومه ما کمک کند؟

«تحصیلات، مهارت ها و تجربیات خود را در دو صفحه خلاصه کنید.» شاید این کار خیلی آسان به نظر برسد، اما تهیه یک رزومه کاری خوب که باعث شود یک کارفرما شما را برای مصاحبه کاری دعوت کند، کار خیلی سختی است.

پس از اینکه یک نسخه اولیه از رزومه خود تهیه کردید، نکات زیادی وجود دارد که به کمک آنها می توانید رزومه خود را بهتر کنید.

5روش کار آمد برای بیان نظرات و ایده های خود

5روش کار آمد برای بیان نظرات و ایده های خود

آیا همیشه برای بیان افکار و نظراتتان مشکل دارید؟ این روزها همه دوست دارند فقط حرف بزنند و گوش نمی‌دهند. در عصر امروز هیچکس دوست ندارد مثل سایه‌ای در اجتماع زندگی کند و بیان افکار و عقاید برای هرکس یک اولویت است.

اینکه بتوانید حرف‌هایتان را بزنید و مهمتر اینکه کسی باشد که به حرف‌هایتان گوش دهد حس عالی است. اما چطور می‌توانید به روشنی نظراتتان را بیان کنید و مطمئن باشید که به شما گوش می‌دهند؟

در زیر به چند عامل مهم برای کمک به شنیده شدن افکار و ایده‌هایتان اشاره می‌کنیم:
چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و چهار)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل بیست و چهار)

رزومه یعنی مسخره بازی!

همه ما می دانیم رزومه گاهی می تواند تا سرحد یک یک جوک خنده دار باشد. رزومه زمانی خنده دار می شود که یک بزرگنمایی از همه آنچه نیست و پر از فعل های عملی باشد. فهرست عناوین و مسئولیت های شغلی در بهترین وضعیت باشند و سرشار از کارهایی باشد که هیچگاه انجام نشده اند. رزومه نویسی به این شکل هیچ فایده ای ندارد و از همه بدتر اینکه کاری بسیار ساده است و هرکسی می تواند رزومه ای پروپیمون تهیه کند.
خانم ها : روشهای اعتماد به نفس و موفقیت

خانم ها : روشهای اعتماد به نفس و موفقیت

برای خانم‌ها، توانایی همیشه منجر به اعتمادبه‌نفس نمی‌شود. دلیلش این است:

زنان موفق می‌دانند که در هر کار مردانه‌ای، گاهی خود را در شرایطی نامساعد می‌بینند. ممکن است دست‌کم گرفته شویم، مورد استفاده کمتر قرار گیریم یا حتی حقوق کمتر دریافت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد زنان باید در سطوحی به طور غیرعادی بالا کار کنند تا درمقایسه با همکاران مرد خود توانا به نظر برسند.
6 سوال مهم که زندگیتان را دگرگون میکند

6 سوال مهم که زندگیتان را دگرگون میکند


چند سال پیش سردرگم شده بودم. احساس خستگی، ترس، تردید، اضطراب و شکست می‌کردم. در بن‌بست کاری گیر کرده بودم و از انتظارات جامعه به تنگ آمده بودم. نمی‌دانستم واقعاً باید با زندگیم چه کنم.
آنقدر برای خودم ارزش قائل بودم که بخواهم زندگیم را تغییر دهم اما نمی‌دانستم از کجا باید شروع کنم. روزها را با این امید می‌گذراندم که اوضاع تغییر کند--که بتوانم از زندگی که روحم دیگر تحمل آن را نداشت فرار کنم.

بدترین قسمت ماجرا اینجاست که من طوری زندگی می‌کردم که جامعه از من انتظار داشت. اینکه کار مطمئنی پیدا کنم و سخت کار کنم ، پله‌های ترقی را بالا بروم.
چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل شانزدهم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل شانزدهم)

تصمیم های کوچک بگیرید
گرفتن تصمیم های بزرگ سخت و تغییر آنها هم مثل گرفتنشان سخت است. وقتی تصمیم بزرگی می گیرید، گرایش بیشتر به این سمت است که بر درست بودن تصمیم اصرار داشته باشید، هر چند که در واقعیت اینگونه نباشد و تصمیم غلطی گرفته باشید.

دیگر بی طرف نیستید. وقتی پای نفس و غرور به میان می آید، نمی توانید ذهنیت خود را تغییر دهید. آرمانی چون حفظ اعتبار و آبرو، آرزوی یک تماس تلفنی درست و بی نقص را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل سیزدهم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل سیزدهم)

جلسه یعنی سم!

بدترین وقفه و فاصله ای که می تواند در کار بیفتد، برگزاری جلسه است. دلیلش هم کاملا واضح است:

محتوای جلسه معمولا فقط حرف و مفاهیم انتزاعی است و چیز واقعی ای در آن وجود ندارد.

جلسه یک هنر بیشتر ندارد و آن هم انتقال میزان ناچیزی از اطلاعات در هر دقیقه است.

جلسه در واقع راهی است که ما را به ترکستان می برد و هیچ مقصد و حاصل مشخصی ندارد.

جلسه اساسا نیاز به آمادگی کامل دارد و نکته این است که معمولا زمان کافی برای به دست آوردن آمادگی کامل وجود ندارد.

جلسه اغلب آنچنان مبهم و سردرگم کننده است که نمی توان هدف و دستاورد آن را مشخص کرد.

جلسه اغلب دست کم یک فرد کوته نظر را در خود جای داده که بدون تردید همه ارداه اش را جمع کرده تا وقت دیگران را با حرف های صد من یه غاز بگیرد.
چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل یازدهم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل یازدهم)

محصولات جانبی را بفروشید

وقتی محصولی تولید می کنید، حتما یک محصول دیگر را هم در کنارش باید داشته باشید. در واقع نمی توانید تنها یک محصول تولید کنید چون هر محصولی یک سری محصولات یا خدمات جانبی هم دارد. ذهن های کسب و کاری هوشیار و خلاق چنین محصولات یا خدمات جانبی ای را کشف می کنند و فرصت های اینچنینی را از دست نمی دهند.

در صنعت چوب پسماندهایی چون زباله، خاک اره، تراشه و چوب خرد شده هم به فروش می رسد تا در ساخت محصولاتی چون شومینه های مصنوعی، بتن، سوخت و غیره مورد استفاده قرار گیرند . چه سود دلچسبی!

 
چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل دهم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل دهم)

 

 

بروی تغییرناپذیرها تمرکز کنید

 


بسیاری از شرکت ها دنبال پیدا کردن آخرین مدهای روز هستند. آنها در پی دستیابی به تازه ها و داغ ها هستند و از آخرین و تازه ترین روندها و فناوری ها پیروی می کنند. اما آنها باید بدانند که کارشان اشتباه و احمقانه است.

چنین شرکت هایی به جای تمرکز روی ذات و متن، به حاشیه ها و شاخ و برگ ها توجه نشان می دهند.

در واقع این یعنی توجه نشان دادن و بزرگ کردن چیزهایی که به راحتی و مدام تغییر می کنند و همزمان بی اهمیت کردن آنچه دائمی و همیشگی است. هسته اصلی کسب و کار اساسا باید روی آنچه که تغییرناپذیر است، بنیانگذاری شود. تغییرناپذیر هم یعنی چیزی که مردم هم الان می خواهند و هم ده سال دیگر. پس روی چنین نیازهایی باید سرمایه گذاری کرد.

 

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل نهم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل نهم)


تا کنون 8 فصل از سری مباحث (چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم ) را برای شما گفتیم امروز فصل نهم را برای شما ورق خواهیم زد با ما همراه باشید

پیشنهاد ما به شما این است که خواندن این رشته گزارش ها را از دست ندهید

توجه داشته باشید برای دیدن ادامه مطلب عضویت در سایت الزامیست پس قبل از دیدن ادامه مطلب لطفا ؛ حتما ،  در پرتال پاتوق ایرانیان عضو شوید


چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل هفتم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل هفتم)

خب، رسیدیم به استارت آپ. استارت آپ نوعی کسب و کار است که توجه زیادی را می طلبد (این امر به ویژه درباره شرکت های فناوری صدق می کند).

استارت آپ را می توان یک موقعیت جادویی دانست که در آن هزینه ها مشکل شخص دیگری است. اینجا جایی است که مزاحمی به نام درآمد هیچگاه معضل نمی شود و می توانید پول دیگران را هزینه کنید، تا زمانیکه راهی برای مالکیت بر آن بیابید. اینجا جایی است که قوانین چارچوب کسب و کار به کار نمی آید.
 

تنها یک مشکل برای استارت آپ وجود دارد و آن اینکه استارت آپ بیشتر شبیه افسانه است. واقعیت این است که همه کسب و کارها، چه قدیمی و چه جدید، به دست یک سری قوانین اقتصادی و نیروی های بازار یکسان مدیریت می شوند

.

 

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل ششم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل ششم)

چشم انداز داشتن غیر ممکن است

دنیایی تفاوت است بین یک اعتقاد صادقانه با چشم اندازی قراردادی که نشان دهد به چه اعتقاد دارید. ما می دانید و شما هم می دانید که عبارت "ارائه کننده بهترین خدمات" برای چسباندن روی دیوارها درست شده و اصولا با دنیای واقعی فاصله دارد.

تصور کنید در دفتر یک شرکت خدمات خودرو ایستاده اید؛ اتاقی سرد با کف پوش های کثیف و کانتر خالی. در همین حین با کاغذی پاره و پوره مواجه می شوید که روی دیوار اتاق نصب شده است: ماموریت ما ارائه خدمات در حوزه  اجاره، لیزینگ و فروش خودرو و تمامی خدمات مرتبط با بهترین کیفیت می باشد و در انجام این کار به فکر خدماتی فراتر از انتظار هستیم. تلاش ما این است که وفاداری مشتریانمان را با ارائه خدماتی فراتر از تعهدمان افزایش دهیم و تجربه ای ماندگار برای آنها به جا بگذاریم. ما باید به کارمندانمان جهت خدمات بهتر به مشتری انگیزش دهیم و ...
 

و شما در حالیکه این جملات را می خوانید با خود فکر می کنید چه کسی قرار است این خدمات را به من بدهد و حس می کنید این جملات از دنیای واقعی که در آن قرار گرفته اید کاملا فاصله دارد

این مطالب برای اعضای محترم سایت گذاشته شده است لطفا برای مشاهده ادامه مطلب عضو سایت شوید .

 

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل پنجم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل پنجم)

کسب و کار شخصی و درآمد مستقل داشتن آرزوی خیلی هاست. بسیاری از مردم در سراسر جهان رویای داشتن شرکتی بزرگ با کارمندان بسیار و ریاست بر آن را در سر می پرورانند اما خبر ندارند که با یک شرکت کوچک و تعداد محدودی کارمند هم می توان موفق شد.

 داستان این مجموعه گزارش درباره شرکتی نه چندان بزرگ اما بسیار موفق است که با تکیه بر اصولی که از نظر منطقی چندان درست به نظر نمی رسند به درآمدهای میلیونی رسیده است.

 

پیشنهاد ما به شما این است که خواندن این رشته گزارش ها را از دست ندهید

لطفا برای مشاهده ادامه مطلب عضو سایت شوید

 

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل چهارم)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل چهارم)


حرکتی مثبت در جهان انجام دهید

اگر می خواهید کاری فوق العاده انجام دهید باید خودتان حس کنید کارتان متفاوت است و تاثیر مثبتی در جهان اطرافتان دارد و تازه خودتان هم نقش مهمی در آن دارید.

این بدان معنا نیست که مثلا موظفید علاج سرطان را بیابید تا کارتان بزرگ و فوق العاده باشد، بلکه کافی است به اندازه تلاش تان احساس ارزش کنید

این مطالب برای کاربران سایت طراحی شده است لطفا برای مشاهده ادامه مطلب عضو شوید با تشکر.

 

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل اول)

چگونه میتوانیم کسب و کارمان را دگرگون کنیم (فصل اول)

کسب و کار شخصی و درآمد مستقل داشتن آرزوی خیلی هاست. بسیاری از مردم در سراسر جهان رویای داشتن شرکتی بزرگ با کارمندان بسیار و ریاست بر آن را در سر می پرورانند اما خبر ندارند که با یک شرکت کوچک و تعداد محدودی کارمند هم می توان موفق شد.

از این پس قصد داریم در سلسله گزارش هایی به تبیین اصولی تازه و نو درباره کسب و کار بپردازیم تا کاربران گرامی سایت پاتوق ایرانیان بتوانند با دید بازتری درباره کسب و کار خود تصمیم بگیرند.
5 قانون برای رسیدن به موفقیت فوری

5 قانون برای رسیدن به موفقیت فوری

همه ما خواهان موفقیت هستیم. موفقیت در تحصیل،کار، ازدواج،دوستی و.... همچنین موفقیت را سریع می خواهیم. اگربه آن برسیم خوشحالیم و اگر نه ناراحت.

به دستیابی به موفقیت نیازمند تلاش و برنامه ریزی است اگر اصول و قوائد آن را رعایت کنید حتی اگر به منظورتان هم نرسید ازتلاشتان لذت خواهید برد و نزد وجدانتان سربلند می شود. در ادامه در سایت پاتوق ایرانیان برخی از قوانین موفقیت را خواهیم دید :
جلسه چهل و پنجم/ چرا زندگی سخت است؟

جلسه چهل و پنجم/ چرا زندگی سخت است؟

دوستان عزیز در جلسه گذشته پیرامون نماز صحبت هامون رو تمام کردیم.
خب در این جلسه قرار شد در مورد فلسفه رنج و سختی صحبت کنیم.


تا حالا دندون پزشکی رفتید ؟
اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون ، بعد اون مته رو میگیره ، بعد دندون رو میکشه ، بعضی وقتا از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم ، اشک تو چشمامون جمع میشه ، آخرش هم پنبه ها رو می چپونه تو دهنمون !


خب ، چرا نمیزنین تو گوشش ؟ چرا داد و هوار نمی کنید ؟ این همه درد رو تحمل کردید ، این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ... خب اعتراض کنید بهش ! چرا اعتراض نمی کنیم ؟
تازه میخوایم بیایم بیرون میگیم ، آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش ؟!


برای اینکه درسته که ظاهر کار درناکه ولی باطن کار خوبه ، باطن کار شفا و سلامت است ، ظاهرش درده.
نمی خوایم خیلی موحد و خداشناس بشیم ، خدا رو به اندازه "دندانپزشک" قبول داشته باشید.
به دکتر اعتراض نمی کنیم چون می دونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود میشه ، میدونیم یه حکمتی داره ، خب خدا هم حکیم است ، اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم. یعنی کارهای او از روی حکمت است.


 
 جلسه چهل و چهارم/ تکمیلی ؛ نماز - 3

جلسه چهل و چهارم/ تکمیلی ؛ نماز - 3


چرا نماز رو عربی بخونیم ؟
دلیل اول : کلام ، کلام محبوب است ، این نماز به زبان عربی همانی است که خدا گفته. خیلی متفاوته اونچه که خدا گفته با اونچه که ما ترجمه می کنیم ، "بسم الله الرحمن الرحیم" کلام خود خداست ، به نام خداوند بخشنده مهربان ، ترجمه ی ماست که خیلی فرق داره با اون چیزی که خدا فرموده.


میخوایم بهش بگیم ما تو رو دوست داریم ، با همون عباراتی که خودت فرمودی ، چون دوستت داریم.
به عشق های زمینی نگاه کنیم ، اگه مثلا دخترخانم به آقا پسری بگه : ببین هر وقت به من میگی مهربون انقدر خوشحال میشم ، اصلا کلی ذوق می کنم !
این پسره دیگه روزی 3 هزار بار میگه سلام مهربون چطوری مهربون ؟ اس ام اس میزنه مهربون ، همه اش به دختره میگه مهربون ، چرا ؟ چون معشوقش اینجوری می پسنده ، خب این نماز به زبان عربی چیزی است که خدا گفته و خدا می پسنده.
 جلسه چهل و سوم/ تکمیلی ؛ نماز - 2

جلسه چهل و سوم/ تکمیلی ؛ نماز - 2



خب در مورد شروع نماز جلسه پیش در سایت پاتوق ایرانیان صحبت کردیم.
بسم الله الرحمن الرحیم...
خب به نام خدا شروع می کنیم ، بخشنده و مهربان ترجمه ی خوبی برای این عبارت نیست ، حالا جلوتر میگیم چرا.
خدایا من حتی فرمان خودت رو هم با خودت شروع می کنم.


اول از همه چیکار می کنیم ؟ شکر می کنیم ... الحمدلله رب العالمین ... شد شروع نماز.
خدایا شکر که پیش تو هستم ، الان می تونستم تو مجلس گناه باشم ، هزارتا گناه بکنم ، شکر که پیش تو اومدم ، خدایا ممنون که تو خدای منی ، دیدی وقتی میریم ملاقات یه آدم بزرگ ، چیکار می کنیم ؟
فکر کنید کلی خواسته داریم که از این آدم بزرگ میخوایم درخواست کنیم ... همون اول میریم تو سریع : سلام زن میخوام خونه میخوام ماشین میخوام دانشگاه میخوام قبول شم !!! این کارا رو می کنیم ؟ نه ...
جلسه چهل و دوم/نماز (1)

جلسه چهل و دوم/نماز (1)

دوستان بیایم خدامون رو دوست داشته باشیم ، خدا می فرماید :
"ای بنده من ! سوگند به حقی که تو بر من داری ، من تو را دوست دارم ، پس تو را به حقی که من بر تو دارم ، مرا دوست داشته باش."


خداوند مشتاق ماست ، کسی که فکر می کنه خدا با ما قهره و ما رو فراموش کرده ، اصلا خدا رو نشناخته .
خدا میگه اگه مردم می دونستن من چقدر مشتاق برگشتن اونها به سمت خودم هستم ، از شوق قالب تهی می کردن ، یعنی اگه می دونستیم چقدر خدا دوست داره ما به سمتش بریم ، از خوشحالی سکته می کردیم !


خدا انقدر مشتاق ماست ، اونهم با این همه خطا و گناه ؟ بله.
 جلسه چهلم/ آخرین کلید  ؛ توکل - 1

جلسه چهلم/ آخرین کلید ؛ توکل - 1

در جلسه ی گذشته در پاتوق ایرانیان پیرامون حضور در لحظه صحبت کردیم ، در این جلسه ، ضمن توضیح بیشتر در خصوص حضور در لحظه ، و تکمیل بحث حضور در لحظه ، آخرین کلید طلایی موفقیت یعنی توکل رو هم برای شما خواهیم گفت.



دوستان عزیز اگر لحظه رو درک کنید و در لحظه باشید ، اصلا کارهاتون به طور معجزه آسایی حل خواهد شد.
برای حضور در لحظه کارهای دیگری هم باید کرد.


یه وقتایی هست که به شدت دنبال راه حل یک مسئله می گردید.
یه وقتایی هست که خیلی سرتون شلوغه خیلی کار دارید و زمانتون بسیار کمه و در اون زمان کم هم به نتیجه نمی رسید.


در اون لحظه چکار باید بکنیم ؟ فقط با حضور در لحظه.


دقیقا همون زمانی که رئیس اداره میاد و ازت میخواد تا  دو ساعت دیگه کاری رو انجام بدی ، تو هم عصبی میشی و بهم میریزی و میگی تو این زمان کم چطور کار رو انجام بدم ، دقیقا در همون زمان کار رو رها کن ، برو رو صندلی لم بده چشماتو ببند ، راحت 10 دقیقه استراحت کن و به هیچ چیز فکر نکن ، بعد چشماتو باز کن  میبینی که اون کار در کمتر از 2 ساعت انجام میشه و راه حل های جدید خودشون رو به تو نشون میدن.
من اینو شخصا امتحان کردم و جواب گرفتم ، اصلا زمان کش میاد ، خودت رو 10 دقیقه از استرس رها کن ، به ساعت هم نگاه نکن ، راه حل هایی عالی به ذهنت میاد.


دوستان عزیز !
من و شما باید یاد بگیریم  در آن واحد یک کار رو بیشتر انجام ندیم.


دیدین این روزا غذاهای خانوما چقد بی مزه شده ؟ چرا ؟ غذا داره میپزه به اجاره خونه فکر می کنه ، به اخلاق بد شوهرش فکر می کنه ، به نمره ی درس بچه اش فکر می کنه ، با تلفن بی سیم صحبت می کنه ، سریال هم داره می بینه ! همه کار می کنه.


اصلا توجهی به این غذا نمیشه ، ولی اگر تو عاشقانه به اون غذا توجه کنی ، با سیب زمینی و پیاز حرف بزنی ، قربون صدقه ی نخود لوبیا و برنج بری ، داشتیم تو کلاسها ، یه خانومی همین رو امتحان کرد و گفت غذاش عالی شده ، دوست من در آن واحد یک کار انجام بده.


برایان تریسی ، آدم معروفیه در میان کسانی که با علم مدیریت در ارتباطن ، یه آزمایشی اومد انجام داد ، این منشی ها رو دیدین ، گوشی تلفن بین گوشش و شونه شه ، با یه دستش مینویسه ، یه دست دیگه اش هم رو صفحه کلید کامپیوتره ، چشمش هم تو مانیتوره .

 
جلسه سی و نهم/ دوازدهمین کلید  ؛ حضور در لحظه - 2

جلسه سی و نهم/ دوازدهمین کلید ؛ حضور در لحظه - 2

در جلسه ی گذشته در پاتوق ایرانیان پیرامون حضور در لحظه صحبت کردیم ، در این جلسه ، ضمن توضیح بیشتر در خصوص حضور در لحظه ، در مورد یکی از راههای افزایش تمرکز ، یعنی مدیتیشن صحبت خواهیم کرد.

 

بعضی ها رو دیدین محو فوتبال میشن ؟ همچین میره 4 چشمی تو تلوزیون ، هر اتفاقی بیفته دور و برش متوجه نمیشه .
بعضی ها هم چنان محو نامزدشون هستن که اگه تمساح هم بیاد بخوردشون متوجه نمیشن ، رفته تو بحر نامزدش !
خیلی جالبه ، همین آدم ، وقتی میخواد نماز بخونه ، یه مگس میاد جلوش ، باهاش کشتی کج میگیره !


بعد از قضیه ی عاشورا ، یزید ملعون به حضرت زینب گفت : دیدی خدا با شما چه کرد ؟
حضرت زینب فرمود : من چیزی جز زیبایی ندیدیم .
چرا ؟ چون محو دیدن عشق بازی یه عده با خدای خودشون بود ، چیزی غیر از این نمیدید.
بعضی ها میگن چگونه ممکن است ؟


در نماز تیر رو از پای حضرت علی درآوردن.
در جنگی یک تیر به پای حضرت اصابت کرد ، چنان تیر نفوذ می کنه که درآوردنش خیلی سخت و دردآور میشه ، به حضرت فاطمه علیها سلام میگن چه کنیم ؟ یه توصیه ای به ما داشته باشید.
می فرمایند : وقتی علی –علیه السلام – نماز می خونه چنان غرق در خدا میشه ، که متوجه هیچ چیز نیست ، اون موقع می تونید تیر رو دربیارید.


بعضی ها میگم نمیشه بابا چطور ممکنه ؟ ما یه پشه نیشمون می زنه سه متر می پریم هوا ! مگه میشه تیر رو درآورد بدون اینکه متوجه بشن ؟
قصه ی حضرت یوسف در تمامی کتب مقدس اومده ، میخوام از اون براتون بگم ، بعد از قضیه ی یوسف و زلیخا ، یک سری از زنان دربار مصر اعتراض می کنن به زلیخا که یوسف یه برده بود ، چطور به خودت این اجازه رو دادی که به سمتش میل کنی ؟


زلیخا جوابی نمیده یک روز همه رو دعوت می کنه ، به همشون یه ترنج میده با کارد ، میگه میوه ها رو بخورید ، زمانی که داشتن پوست می کندن ، به یوسف میگه بیاد رد بشه ، و تا یوسف رد میشه اونها چنان محو زیبایی و عظمت یوسف میشن که دستهاشون رو می برن و اصلا متوجه نمیشن چون محو بودن ...


وقتی یوسف خارج میشه تازه همه می فهمن دستشون رو بریدن.
چطور ممکنه زنان مصر محو زیبایی یک انسان بشن و متوجه نباشن که پوست و گوشتشون رو دارن می برن ، علی نمی شود غرق جمال خدا بشود و نفهمد ؟ قطعا میشه.


بعضی ها میگن شما شیعه ها یه چیزایی میگید که با هم مغایره.
میگم شما میگید در نماز تیر رو از پای حضرت درآوردن ، از یه طرفی میگید علی –علیه السلام – در رکوع نمازش یکی اومد تو مسجد کمک خواست ، انگشترش رو در حین نماز به اون فرد داد.


چجوریه که علی متوجه تیر نمیشه بعد صدای فقیر رو می شنوه ؟
ظاهرا بهم نمیخونه.


این جفای به علی –علیه السلام – است که بگیم ایشون صدای فقیر رو شنید و انگشترش رو به او داد ، علی انقدر محو خداست که صدایی رو جز صدای خدا نمی شنوه ، خدا در نماز به علی فرمود : علی فقیری آمده ، هیچ کس به او کمکی نمی کنه ، انگشترت رو دربیار و به او بده.
علی اون چیزی رو که خدا میگه میشنوه.

 

 جلسه سی و هشتم/ دوازدهمین کلید  ؛ حضور در لحظه

جلسه سی و هشتم/ دوازدهمین کلید ؛ حضور در لحظه

 

خب بحث هدف رو در جلسات گذشته به پایان بردیم ، در این جلسه قرار شد کمی در مورد فلسفه ی رنج و سختی صحبت کنیم.
اولا که همه ی آدم ها در زندگیشون رنج و سختی دارن .


لقد خلقنا الانسان فی کبد.


همانا ما انسان رو در سختی آفریدیم ، ال که بر سر کلمه ی انسان آمده ، الف و لام جنسه ، یعنی تمامی انسانها بلا استثنا دارای رنج و سختی هستن.
حضرت سلیمان پادشاه بود ، خب رنج و سختیش کجا بود ؟ همه چی داشت !


سلیمان نبی می گفت من چجوری جرات کنم ، یک ذره از این پول های حکومتی رو استفاده کنم ؟ توی بازار زنبیل بافی می کرد تا از بیت المال استفاده نکنه ، خودش با دست مبارک خودش می بافت و توی بازار می فروخت و پولش رو برای مخارج خودش استفاده می کرد.


خب خیلی سخته یک پادشاه با این همه امکانات بره تو بازار بگه آی زنبیل ...


دوستان من ، کسی که قهرمان ورزش یا المپیادهای علمی میشن خیلی تلاش می کنن خیلی عرق میریزن ، خیلی سختی می کشن تا به جایی می رسن.
کسی که فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه ، تکلیف گریز می شود.
لازمه ی برنده شدن سختی کشیدن است.


تو کلاس ورزشی ، مربی شاگردها رو می دوونه ، خودش می ایسته زمان می گیره ، اون کسی که فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه میگه : این مربیه هم مریضه ها ، آزار داره ، خودش وایساده ، هی به ما میگه بدوید بدوید !
وقتی روی مربی اونوره راه میره ، تکلیف گریزه ، چون فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه.
اما کسی که فلسفه رو می دونه ، میگه استاد میشه دو تا تمرین هم واسه تو خونه بدی.


روزای بارونی این چاله ها پر آب میشه ، پیرمرد پیرزن ها رو دیدین ؟ دور چاله دور میزنن فحش میدن ! مملکته داریم ؟ بمیرین الهی ! همش چاله !
بچه های دبستانی چطور ؟ بدو بدو می پره توش میگه آخ جوووون ... چاله !

 
 

 

 جلسه سی و هفتم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (10)

جلسه سی و هفتم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (10)

در جلسات گذشته از زندگی هدفمند گفتیم و 11 نکته از 20 نکته ی مهم پیرامون هدف را گفتیم.

در این جلسه می خواهیم سایر نکات باقیمانده در مورد هدف را برای شما بیان کنیم.

 
با ما در پاتوق ایرانیان همراه باشید :

12- به محض تعیین هدف ، حرکت رو شروع می کنید.
مکث نکنید ، امام صادق – علیه السلام – فرمودند : اگر می خواهی در زندگی موفق باشی ، هدف درستی را انتخاب کن که توانایی رسیدن به آن را داشته باشی ، و بلافاصله اولین قدم به سوی هدف را بردار ، ولو بسیار کوچک باشد.
یه نفر میخواد تا مشهد با دوچرخه بره ، مسیر رو می بینه میگه ول کن بابا حال داری ، اوه میدونی چقد راهه ؟


این خیلی آدم سستیه ، سوار دوچرخه ات شو و بلافاصله اولین رکاب رو به سمت مشهد بزن ، حالا یه قدم به مشهد نزدیکتر شدی ، یه رکاب دیگه بزن ، شد دو قدم ، ولی وقتی وایسادی میگی اووووه ، خب نمیرسی بهش.
یه لیست تهیه کرده ، میگی بهش چیکار کردی برای رسیدن به هدف ، میگه هیچی دیگه این لیست هدفمه !


هیچ وقت هم بهش نمیرسه.
به محض تعیین هدف باید یک قدم به هدفت نزدیک بشی ، ولو خیلی کار کوچکی باشه ، باید انجامش بدی.

یه تلفن می تونه باشه ، من هدفم یه موفقیت تجاریه ، سریع تلفن رو بردار ، با یک نفر که در این زمینه تجربه داره ، صحبت کن ، بگو من در این زمینه میخوام موفق بشم حالا باید چیکار کنم ؟
دوست عزیز ، اگر بلافاصله کار رو – هر چند کوچک باشه – شروع نکنی ، به هدفت نمیرسی. 2 سال بعدم بیخیالش میشی.


یه ضرب المثل چینی میگه : کسی که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها می کند ، بالاخره کوه را جابجا می کند.

 


13- مشخص کنیم به چه اطلاعات و مهارت هایی برای رسیدن به هدف نیاز داریم.
جدول اطلاعات و مهارت ها رو هم باید تدوین کنیم.
خب من قرار بود برم پکن در چین دکترای طب سوزنی بگیرم ، خب حالا باید ببینم به چه اطلاعات و مهارتهایی نیاز دارم ، خب ، من برای رفتن به چین ، به زبان خارجی نیاز دارم ، پس قبل از رفتن به چین باید یک زبان خارجی رو که اونجا به دردم بخوره یاد بگیرم .


این اطلاعات و مهارتها رو جمع آوری می کنیم تا زیرمجموعه های هدفمون رو شناسایی کنیم.

 

 
جلسه سی و ششم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (9)

جلسه سی و ششم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (9)


خب در جلسه قبلی در پاتوق ایرانیان  : 5 نکته ی مهم در مورد هدف رو گفتیم و اما ششمین نکته :


6- لطفا از اشتباه کردن هراس نداشته باشید.


یه برگه بردارید و همه ی هراس هاتون رو اونجا بنویسید ، من میخوام به اینجا برسم به فلان چیز برسم ولی از این چیزا می ترسم.
خب ، حالا که نوشتید آماده بشید برای روبرو شدن با اونها ، دوست عزیز ! کسی که از ترس اجتناب می کند ، روز به روز ترس او بیشتر میشه.
اونی که می ترسه به شکست لبخند میزنه ، اون که میترسه عدم موفقیت خودش رو رقم میزنه.


در روانشناسی یک سری ترس های روانی داریم به نام فوبیا . ترس از تاریکی ، از تنهایی از جاده از هواپیما از ارتفاع ، از پله برقی ، ترس های مختلف.
یکی از توصیه های روانشناسی برای حل این مشکل ، روبرو شدن با اون ترسه ، ناپلئون میگه برای مقابله ی  با آتش ، باید با آن روبرو شد.
اگر بترسید آتش شعله ور تر میشه ، باید بیای جلو آب بریز خاک بریز و بالاخره خاموش کن.


فرار گزینه ی خوبی نیست ، باید به اون مواجه بشی ولی آرام آرام و به تدریج.
از تاریکی می ترسی ؟ کم کم باهاش مواجه بشو...


برو تو مغازه از این پوسترهایی که شب رو به تصویر کشیده بخر و روی دیوار اتاقت نصب کن ، بک گراند کامپیوترت رو عکسی از یک شب تاریک بذار ، هر بار که اینا رو می بینی یک پیام به ضمیر ناخودآگاهت فرستاده میشه ، یکی دو هفته بعد ، فقط برو تو حیاط خونه و برگرد ، شب بعد برو یه دور ، دور حیاط بزن ، شب بعد درو باز کن ، تو کوچه رو یه نگاهی بنداز.


ولی کم کم مواجه بشید دوستان عزیز.
پس لیست ترسهایی که در مسیر رسیدن به هدف هست رو تهیه کنید و مردانه آماده ی مواجهه و مقابله با اونها بشید.
باهاشون رو در رو بشید ، بهتون قول میدم فرار می کنن و میرن ، اگه تو فرار کنی ترس بزرگتر میشه.


 
جلسه سی و پنجم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (8)

جلسه سی و پنجم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (8)

در جلسه ی گذشته  ، از تلاش و همت و پشتکار گفتیم. قرار شد در این جلسه کمی بیشتر از افرادی بگوییم که با پشتکار و همت وصف نشدنی ، زندگی خود را متحول کردند.
با ما همراه باشید در پاتوق ایرانیان

سرهنگ ساندرز ، در سن 60 سالگی از ارتش امریکا بازنشسته میشه ، با ماهی 99 دلار حقوق.
آقای ساندرز زمانی که در ارتش بود ، چون اردو زیاد میرفتن معمولا خودش غذا واسه خودش درست می کرد ، چون غذاهای اردوی نظامی رو دوست نداشت.


آقای ساندرز یه پودری درست کرده بود مثل پودر سوخاری که به مرغ می زنیم ، از اونا ، وقتی این پودر رو به مرغ میزد ماهی بسیار لذیذ میشد.
انقدر خوشمزه می شد که چادر سرهنگ ساندرز شده بود پاتوق بقیه سرهنگ ها ، چون اونا هم خیلی از مرغایی که ساندرز درست می کرد خوششون میومد و میگفتن یه مقداری از مرغت رو هم به ما بده.


در 60 سالگی بازنشسته میشه ، اینو به کسانی میخوام بگم که میگن ای کاش زودتر این کلاسها رو اومده بودیم ، همیشه وقت هست دوستان.
ساندرز فکر می کنه چیکار کنم ؟ برم تو خونه بخوابم ؟ میگه نه ، من یه فرمولی برای پخت مرغ بلدم که این میتونه برام پولساز باشه ، تو ارتش خیلی ها استقبال می کردن.


میره یه رستوران به رئیس رستوران میگه ببخشید آقا من مرغ رو با یه فرمولی درست می کنم که خیلی خوشمزه میشه ، میخواین بپزم امتحان کنید؟
صاحب رستوران میگه : عمو جون برو بذار باد بیاد ، اینجا سرآشپز ما به 30 روش مرغ رو می پزه ، برو بینیم بابا دلت خوشه ها.


رستوران دوم ، رستوران سوم ، همه ی رستورانهای ایالت رو میره ، نمیشه ، میره یه ایالت دیگه ، رستوران صدم ، رستوران دویستم ، ششصدم ...
حتی حاضر نبودن یکبار بپزه و امتحان کنن ، هزار و نه رستوران رو میره و هیچ کس اصلا محل بهش نمیذاره.


رستوران هزار و دهم میگه حالا بپز ببینم چیه ، میخوره میبینه وای چه خوشمزه ، حالا چجوری با هم کار کنیم ؟
ساندرز میگه : بیا یه رستوران جدید راه بندازیم ، بودجه و امکانات از تو ، پخت از من.


چند وقت بعد اولین رستوران کنتاکی در امریکا راه اندازی میشه و در عرض کمتر از یکسال ، کنتاکی نه تنها در امریکا بلکه در تمام دنیا شعبه میزنه.
و آقای ساندرز با 99 دلار حقوق میلیاردر میشه ، ولی ... ولی


ولی هزار و نه بار بهش میگن نه ، هزار و نه بار تحویلش نمی گیرن ، هزار و دهمی گفت باشه.
من و شما هم اگر چنین پشتکاری داشته باشیم حتما حتما حتما موفق میشیم.


من تو هیچ موردی انقدر براتون مثال عینی نزده بودم ، چرا ؟


چون این مورد بسیار مهمه ، چون میدونم آدمها 5 بار یه کاری رو می کنن بیخیال میشن دیگه ، پشتکار داشته باش.
3 بار رفته خواستگاری بهش نه گفتن ، میگه ولشون کن بابا همه شون عقده ای هستن ! برو 500 بار برو ، صبح باباش میاد از خونه بیرون یه دسته گل بگیر جلوش بگو "دوستت دارم پدر!" اصلا رختخواب بنداز همونجا جلوی در خونه شون بخواب!


امام سجاد در بخشی از دعاشون میفرمایند : خدایا از تو همت عالی می خواهم. دعای امام معصومه ، پس همت خیلی مهمه.


از همین لحظه شعار من و شما این باشه :


تسلیم شدن ممنوع



 
 جلسه سی و چهارم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (7)

جلسه سی و چهارم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (7)



 در این جلسه و جلسات بعدی باقیمانده از بحث هدف ، می خواهیم 20 نکته ی مهم  پیرامون اهداف در زندگی را برای شما بازگو کنیم.


1-    اهداف رو حتما بنویسید.
چرا ما باید هدفهامون رو بنویسیم ؟ چند تا دلیل میاریم.


دلیل اول : وقتی ما هدفهامون رو می نویسیم در واقع ذهن خودمون رو تخلیه می کنیم ، ذهن ما همیشه نگرانه که داشته های خودش رو فراموش نکنه ، همش مراقبه ، وقتی ذهن تخلیه شد ، من با نوشتن اهدافم ذهنم رو خالی کردم ، قبلا در مورد قانون خلا گفتیم ، کائنات با خلا مخالف است ، وقتی اهداف رو از ذهن انداختی بیرون ، ایده ها و اهداف جدیدی وارد ذهن ما میشن.


دلیل دوم : وقتی هدفهای من و شما شفاهی هستن متوجه ایرادات و ابهامات اون نمیشین ، فرض کنید به شما میگن یه نامه ی اداری یا یه انشا بنویس ، چند بار می نویسی ، خط میزنی کاغذ مچاله می کنی تا بالاخره درست بشه. وقتی می نویسی ایرادات کار در میاد.


دلیل سوم : هدفی که مکتوب میشه دائم در معرض دید ماست ، ما نوشتیم کی قراره به این هدف برسیم ، تکنیک نفوذ به ضمیر ناخوداگاه رو که یادتونه ، تکنیک تکرار ، وقتی هدفم رو نوشتم و زدم به دیوار ، هر دفعه که نگاه می کنم تکرار میشه تو ذهنم ، از خواب بیدار میشم هدف هام رو روی در کمد زدم جلوی چشممه. اونی که میگه من هدفم تو ذهنمه دیگه براش هدفش تکرار نمیشه ، روزانه 50 هزار اندیشه از ذهن ما عبور می کنه ، هدفهایی که فقط تو ذهن هستن اصلا گم میشن دیگه.


کسی که هدف هاش رو می نویسه ، با تکرار ، هدف وارد ضمیر ناخودآگاهش میشه ، هاله های انرژی فعال میشه و میره و دسترسی به اون هدف رو براش آسونتر و سریعتر می کنه.

 
 جلسه سی و سوم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (6)

جلسه سی و سوم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (6)

د در این جلسه که قسمت ششم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون قضا و قدر  و تقدیر الهی صحبت کنیم و چهارمین ویژگی هدف را نیز بررسی کنیم.

 

دوستان ما در مسائل الهی یه قضا داریم یه قدر.
میگن قضا حکم قطعی خداست و تغییر ناپذیره و در مسائل محدودی هم هست – که ما میگیم تغییر پذیر هست – و قدر حکم غیر قطعی خداست که قابل تغییر هستش.


مثلا مرگ قطعی من و شما دست خداست ، مرگ حکم قطعی خداست ، ولی ما می تونیم یه دست کوچولو توش ببریم ، چجوری ؟


میتونیم مرگ رو جلو بندازیم ، شمع های تولد رو دیدید ؟ 5 دقیقه می سوزه و تموم میشه ، شمع های معمولی نیم ساعت میسوزه ، شمع بزرگا که سر سفره ی عقد میذارن دو ساعت میسوزه و تموم میشه ، این شمعهای خیلی بزرگ که تو مغازه ها میذارن ممکنه یک روز طول بکشه تا بسوزه ، حالا ما می تونیم اون شمعی که دو ساعت میسوزه رو سر دقیقه ی اول فوت کنیم خاموش بشه.


ما می تونیم مرگمون رو جلو بندازیم ، خودشو می کشه ، میندازه زیر ماشین ، العبد یدبر و الله یقدر ، بنده تدبیر می کنه و خدا تقدیر.
ولی میگن مرگ قطعی جزو قضای الهیه و قابل تغییره.


من با روایت و آیه واستون ثابت می کنم حتی قضای الهی هم قابل تغییره.
زمان حضرت داوود و سلیمان ، حضرت عزرائیل ، در بین مردم بوده و همه می دیدن ایشون رو ، هر وقت به کسی نگاه می کرده اون فرد می فهمیده که دیگه کم کم باید غزل خداحافظی رو بخونه.


در مجلس حضرت داوود ، عزرائیل به یه جوونی چپ چپ نگاه می کنه ، جوونه پا میشه در میره ، حضرت داوود به عزرائیل میگه این چه کاری بود کردی ؟ جوون میگه من یادم اومد 8 روز دیگه قراره جون این رو بگیرم.
حضرت داوود سریع یه پیک میفرسته سمت جوون میگه همین الان زن بگیر ! چرا ؟ حضرت داوود میگه میخوام در این 8 روز از نعمات خدا استفاده کنه.


8 روز بعد حضرت داوود پیک می فرسته ببینه جوونه چی شد ، میبینن نمرده ، دوباره 8 روز بعدش پیک می فرستن میگن هنوز نمرده ، 8 روز بعدش دوباره می فرسته بازم میگن نمرده ! قرار بود این بمیره که ! چی شد پس ؟
به خدا عرض می کنه خدا این قرار بود بمیره ، 24 روز گذشته هنوز زنده است که !


خدا بهش میگه ، داوود ! تو که پیامبر ما هستی فکر می کنی از ما کریم تری ؟ تو دلت سوخت گفتی بره زن بگیره ، من از تو کریم ترم ، چون ازدواج کرد 30 سال به عمرش اضافه کردم.


روایت داریم اون چیزی که حتی توی لوح محفوظ هم نوشته شده قابل تغییره ، خیلی خودتون رو درگیر این چیزا نکنید.
 
 جلسه سی و دوم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (5)

جلسه سی و دوم/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (5)

 

 

در چهار جلسه گذشته در مورد یازدهمین کلید موفقیت یعنی زندگی هدفمند صحبت کردیم ، از تفاوت مقصد ، ارزش و هدف گفتیم در این جلسه که قسمت پنجم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون ویژگی های هدف  و همچنین کمی در مورد سونوشت و تقدیر الهی صحبت کنیم ..

 



خب دوستان در جلسه ی قبلی در پرتال پاتوق ایرانیان  گفتیم که یکی از ویژگی های هدف بزرگ بودن اونه .

حافظ میگه :
ذره را تا نبود همت عالی ، حافظ     طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود.


خورشید میخوای ؟ همت بلند داشته باش.


هیچ وقت طالب کدخدایی یک ده با 20 خانوار ، مدیرعامل یک کمپانی با 20 هزار پرسنل نمی شود.
از الان مدیر اون کمپانی شدن را بخواه تا بهش برسی.


هدف باید طوری باشه که در ما حس مبارزه جویی و مبارزه طلبی رو برانگیخته کنه ، من و شما سالهاست در ساحل امن زندگیمون نشستیم و حاضر نیستیم پا به اقیانوس بذاریم ، حاضر نیستیم مبارزه کنیم و به دل دریا بزنیم.
هدفی که غیرجسورانه باشد ما رو به مبارزه دعوت نمی کنه.


من و شما یک خود آرمانی داریم که باید بهش برسیم ، خب اینم طبیعیه هدف هر چی بزرگتر باشه فکر می کنیم دسترسی بهش دورتره ، فکر می کنیم ای بابا ما که بهش نمی رسیم ، دوست من ! اگر یک درصد احتمال رسیدن من و شما به هدفی باشه ، انسان موفق همون یک درصد رو جرقه ای فرض می کنه که می تونه آتش بزرگی رو روشن کنه. انسان موفق از همون یک درصد به هدفش میرسه.


یه عده هم میگن آرزوهای بزرگ خواب و خیاله ، خودمون رو سرکار میذاریم ، منم موافقم ، بله ، آرزوهای بزرگ خواب و خیاله.
علی علیه السلام می فرمایند : بپرهیزید از اینکه خود را به دست آرزو بسپرید زیرا به انتظار آرزو نشستن و دست از کار کشیدن ، سرمایه ی ناتوانی است.

 
 

جلسه سی ام/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (3)

جلسه سی ام/ یازدهمین کلید ؛ زندگی هدفمند (3)



در دو جلسه گذشته از زندگی هدفمند صحبت کردیم ، از تفاوت مقصد ، ارزش و هدف گفتیم در این جلسه که قسمت سوم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون تحلیل ارزشها و هدف صحبت کنیم.

 

خب دوستان عزیز ، ارزشها قبل از اینکه انتخاب بشن باید مورد تحلیل قرار بگیرند ، همینطور هدف ها.


یکی از دوستان نوشته بود تو جدول اهدافش ، عشق و آزادی ، بهش گفتم اینا که هدف نیست ، حالا منظورت از عشق چیه ؟ گفت پذیرش قید و بند ، فدا شدن در راه دیگری ، فانی شدن در معشوق ، هر چی اون بگه و ...


گفتم خب حالا آزادی یعنی چی ؟ گفت : ای بابا آقا مردیم دست و پامون رو بستن ، همش قید و بند ، این کار رو نکن ، اونجا نرو ، اینجوری نگرد ، چه وضعیه آخه !
خب اینا که با هم تعارض داره دوست من . اهدافت رو باید تحلیل کنی ، بعضی هاش با هم تعارض داره ، بعضی هاش با هم همپوشانی داره ، اینها باید به دقت تحلیل بشه.


ثروت و معنویت می تونه هر دو ارزش باشه ، تعارضی با هم نداره ، فکر نکنید حالا ما میگیم تعارض یعنی یا دنیا رو انتخاب کن یا آخرت ، نه هر دوش هم میشه ، به شرطی که تحلیل درستی داشته باشیم.
پس مقصد تعیین شد ، از دل مقصد ارزشها اومد بیرون ، ارزشها مورد تحلیل قرار گرفت ، از نظر من مفهوم این ارزش چیه ، بعد هدف رو از دل ارزش میکشیم بیرون.


خب ، ازدواج ارزشه یا هدف ؟ ارزش.
ازدواج با پسر یا دختر همسایه چی ؟ هدفه دیگه نه ، چون دقیقه ، ولی هدف غلط !
چرا ؟
 
جلسه بیست و یکم/ چهارمین کلید طلایی ؛ پرسش !

جلسه بیست و یکم/ چهارمین کلید طلایی ؛ پرسش !



دوستان و همراهان عزیز کلاسهای موفقیت استاد فرهنگ در پرتال پاتوق ایرانیان، در جلسات گذشته در خصوص اولین  دومین و سومین کلید موفقیت - بخشش دیگران ، دعاو عدم قضاوت صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد چهارمین کلید موفقیت یعنی پرسیدن سوالهای خوب با شما صحبت می کنیم.

پرسیدن سوال های خوب :
دوستان عزیز چهارمین کلید موفقیت پرسیدن سوال های خوبه.
اجازه بدید با چند تا مثال بحث رو شروع کنیم :


هنری فورد رو همه به عنوان پدر اتومبیل می شناسن ، اما آیا مخترع ماشین هنری فورد بود ؟ نه ! یه کس دیگه ای ماشین رو اختراع کرد که اسمی هم ازش تو کتابها نیست ، در همون زمان همه از خودشون می پرسیدن چطور می تونیم ، یه ماشین تولید کنیم ، اما سوالی که هنری فورد از خودش پرسید اون رو از بقیه متمایز کرد و همین سوال بود که نام هنری فورد رو سر زبونها انداخت.
هنری فورد از خودش پرسید : چطور می تونم ماشین رو به تولید انبوه برسونم ؟


من یه پسر دارم نزدیک 4 سالشه ، یه بار پرسید : بابا چرا ما هر روز پا میشیم صبحونه می خوریم ، میریم بیرون ماشین بازی می کنیم دوباره میایم خونه شام می خوریم ، می خوابیم دوباره فردا صبحونه و ماشین بازی و شام و ...
چی می خواست بگه ؟ می خواست بگه این چه زندگی تکراری و خسته کننده ایه ! چه زندگی بی ریختیه !

کاشکی ما آدم گنده ها همین سوال رو به خودمون جواب بدیم تا زندگیمون دگرگون می شد ! چرا یک ریتم یکسان ؟ این زندگی به درد نمی خوره !